نخستين واكنش کافه سینما به فهرست نامزدهاي جشنواره
1-مي شود اسمش را گذاشت پايان بد يك جشنواره خوب. جشنواره اي كه تمام تلاش مجريانش برگزاري يك جشنواره كامل، منظم و به ياد ماندني بود در دو بخش انتخاب و داوري آثار به ضعيف ترين شكل ممكن عمل كرد. هيات انتخاب حركت رو به جلوي سينماي تجربي در بغض و دستآورد مهم سينماي عامه پسند ايران در تهران1500 را ناديده مي گيرد و 32 فيلمي را براي بخش مسابقه انتخاب مي كند كه نصف آنها قابل تماشا تا پايان هم نيستند.
2-در زمان ديگري بايد درباره كيفيت تك تك آثار بحث و گفت وگو كرد. اما با اعلام نامزدهاي بخش هاي مختلف مسابقه سينماي ايران ديگر مطرح كردن اين حرف كه اين سليقه اين هيئت داوران است و گروه ديگر داوران شايد نظرات ديگري مي داشتند، مضحك و بي معني است. بحث بحث سليقه نيست. بحث ما انتخاب كردن و نكردن هاي حيرت انگيزي است كه عملا صلاحيت گروه انتخاب كننده را زير سوال برده. در بخش بهترين فيلم جشنواره پل چوبي نامزد شده انتخابي كه شايسته اين فيلم هم هست. اما چطور مي شود فيلمي نامزد بهترين فيلم باشد كه نه كارگرداني نه فيلمنامه و نه بازيگر نقش اولش در جمع كانديداها هم حضور ندارند. برف روي كاج ها فيلم اول تماشاگران جشنواره و اغلب منتقدان و نويسندگان سينمايي نه تنها شايسته حضور در بين 5 فيلم برتر نيست. كه در هيچ بخش اصلي نامزد دريافت جايزه نمي شود. ظاهرا تيم داوري جشنواره به فهمي از سينما دست يافته اند كه تمام تماشاگران، منتقدان و نويسندگان از درك آن عاجزند. مي شود نارنجي پوش داريوش مهرجويي دوست نداشت اما با چه استدلالي با بهترين حامد بهداد تمام دوران اين برخورد مي شود؟ كدام اجراي جشنواره سي ام اينجنين شور و عشق و غم و تنهايي را با هم به نمايش مي گذارد؟ كدام بازيگر جشنواره مي تواند در يك سكانس سالن را از خنده روده بر كند و 5 دقيقه بعد اشك تمام آنها را در آورد؟ كه با يك نگاه،تمام عشقش به همسرش را به شما نشان دهد. اميدواريمان اين است كه با همه اين اوصاف انتخاب نشدن حامد بهداد سليقه گروه داوري باشد و ربطي به حاشيه هاي اخير او نداشته باشد.
3-هر چند فكر مي كنم مشكل اصلي ما هنوز با فرديت است. از فرديت افراد، كاركترها و بازيگران انرژي مي گيريم اما آنقدر گشاده دست نيستم كه تحسينشان كنيم. همين مي رسد به بي توجهي به مهناز افشار برف روي كاج ها و حامد بهداد نارنجي پوش و ماني حقيقي پذيرايي ساده. انگار اين سه نفر نه تنها در داخل فيلم كه در خارج آن هم بخاطر تلاشي كه در راه آبادي خودشان انجام مي دهند بايد هزينه بدهند.
4-جشنواره فجر يك جشنواره هنري نيست. جشنواره اي ست براي شارژ يكسال صنعت سينماي ايران. كه با بها دادن به محصولات موفق صنعتي و تجربي مسير را به تهيه كنندگان و كارگردانان ديگر نشان دهد. كه با نگاه ويژه به يك بازيگر، يك تدوينگر، يك فيلمبردار به او قدرت تازه اي در ادامه مسيرش ببخشد. كه چه به لحاظ فرمي چه مضموني بتواند سينماي ايران را ارتقا دهد. هر چند جشنواره سي ام در عملي كردن همه اينها شكست خورد.
سعید حسینی/کافه سینما
برچسبها: جشنواره سی ام فیلم فجر


نهال : بهت تبریک میگم
حامد : واسه چی ؟
نهال : دادگاه رو بردی
حامد : کاش تو رو می بردم



